تبلیغات
همه چیز در 3سوت - اخترى كه شاعرانه شكفت
چهارشنبه 23 تیر 1389

اخترى كه شاعرانه شكفت

   نوشته شده توسط: مصطفی عسکرنژاد    نوع مطلب :مطالب خواندنی ،

در طول یك صد سال اخیر و از زمانى كه كتاب‌هاى درسى فارسى به مدارس ایران راه یافته‌اند كمتر شاعر معاصرى بوده كه صفحه‌اى ثابت در اذهان و كتاب‌ها به شعر او اختصاص یافته باشد. شعر پروین این اقبال را داشته كه چه قبل و چه بعد از انقلاب در كتاب‌هاى درسى باشد. دانش‌آموزان دبستان‌ها و دبیرستان‌هاى قدیم و جدید اشعار او را در كلاس خوانده‌اند و برخى از آنها را از بركرده‌اند.

شعر پروین بعد از مرگش حضورى مستمر در حافظه طیف‌هاى مختلف داشته. از یك سو مردم كوچه و بازار با آن همزبانى كرده‌اند و همدلى و از سوى دیگر محفل‌هاى خاص و روشنفكرى نیز نتوانسته‌اند از آن چشم‌پوشى كنند، اگر روزى یك نظر سنجى صورت گیرد و قرار باشد از میان ۱۰۰ دیوان و دفتر شعر یك صد سال اخیر ۱۰ اثر را انتخاب كنند بى‌شك نام پروین میان ۱۰ شاعر منتخب قرار مى‌گیرد. گمان نمى‌كنم جاى رأى‌گیرى هم توفیرى در قضاوت كند. رأى‌گیرى و نظرسنجى را مى‌توان در محفل‌هاى مختلف انجام داد. این كار را حتى یكى از روزنامه‌ها هم مى‌تواند انجام دهد. كافى است یكى از روزنامه‌ها این لیست را براى هزار نفر از مشتركین خود ارسال كند و بعد از چند روز جواب را از آنها بخواهد.

به هر حال چنین توفیقى كمتر نصیب شاعران معاصر ما شده است. شاعران بزرگ در ادبیات معاصر ما كم نیستند. ولى بسیارى از آنها به طیف‌ها و جریان‌هاى خاصى تعلق دارند و در مقابل همه این طیف‌ها به نوعى روى پروین اشتراك نظر دارند.

اما چرا؟ این اشتراك نظر از كجا نشأت مى‌گیرد؟ كسانى كه شعر معاصر فارسى را دنبال مى‌كنند شاید همواره این سؤال را از خود بپرسند كه راز بزرگى و ماندگارى فلان شاعر چیست؟ شاعرانى كه در ادبیات معاصر ایران بزرگ شده‌اند و شهرتى به دست آورده‌اند غالباً قالب‌ها را شكستند، به سنت‌ها پشت كردند، هنجارهاى زبانى را به هم ریختند و تركیبات بكر و صور خیال تازه‌اى به شعر كهن فارسى افزودند ولى در مورد پروین هیچ یك از اینها مصداق ندارد. پروین نه قالبى شكست و نه سنتى را زیر پا گذاشت. حتى عنصر خیال كمترین نمود را در شعر او دارد.

پروین در سال‌هاى حیاتش با نیما، شهریار، بهار، ایرج میرزا، دهخدا، عارف، میرزاده عشقى، نسیم شمال، لاهوتى، فرخى یزدى، ادیب نیشابورى و رشید یاسمى همقطار بوده است. برخى از اینها به جهات مختلف در ادبیات معاصر به شهرت رسیده‌اند. برخى به خاطر نوآورى‌هایشان، برخى به خاطر پایبندى و سختگیرى‌هایشان نسبت به سنت شعر فارسى، برخى به خاطر اعتراض‌ها و نقدهاى تندشان، برخى به خاطر سربرباد دادنشان و برخى به خاطر درونمایه‌هاى منحصر به خودشان صاحب اسم و رسم شده‌اند. اما پروین مشخصاً هیچ یك از اینها را ندارد. او در قالب شعر هیچ نوآورى چشمگیرى نداشته است.

همه قالب‌هایى را كه به كار برده قبل از او مورد استفاده بوده‌اند. اگر قصیده‌هایش را با ملك‌الشعراى بهار مقایسه كنیم قضاوت و داورى در مورد آن دو، چندان دشوار نیست. حتى در مقایسه با قصاید بى‌بدیل ناصرخسرو نیز كه چون قصاید پروین بى‌تغزل و تشبیب هستند بى‌توفیقى پروین در این قالب نیز به خوبى عیان است. در غزل نیز پروین چندان حرفى ندارد. خیلى‌ها معتقدند كه او اصلاً ذوق غزلسرایى ندارد. اشعار او به لحاظ موسیقایى نیز برجستگى خاصى ندارد. اوزان شعرهاى او ملایم هستند و از موسیقى درونى كلمات و قوافى نیز استفاده چندانى نكرده است. به لحاظ تصویرسازى و صور خیال نیز چندان برجسته نیست. بسیارى از عناصر خیال او در شعر پیش از او وجود دارند.

پس عامل ماندگارى پروین در میان بسیارى از شاعران معاصر چیست؟ پروین یك تفاوت دیگر نیز با شاعران هم عصرش دارد. خیلى از آن شاعران در كنار دیوان خود آثار دیگرى هم دارند. برخى صاحب روزنامه و مجله هستند، برخى كرسى تدریس دارند و برخى هم محققانى هستند خستگى ناپذیر.

در مورد پروین باید گفت چند عامل مى‌تواند موجب ماندگارى شعر او شده باشد. سال‌هاى شاعرى پروین میان سال‌هاى ۱۳۰۳ تا ۱۳۲۰ بوده است كه همزمان با پادشاهى رضاخان بر ایران است. یكى از جنبه‌هاى مهم شعر پروین تعلیمى بودن آن است. دائم پند و اندرز مى‌دهد و نصایح اخلاقى عرضه مى‌كند. منظومه فكرى او هم براى عرضه تعلیم و پند و اندرز به همان سبك و سیاق شاعران كهن فارسى است. در این میان بیشتر از هر كس پندهایش به اندرزهاى سعدى مى‌ماند. در منظومه فكرى پروین تقدیرگرایى از پایه‌هاى محكمى است كه بناى دیوانش روى آن قرار گرفته. عنصر تقدیر در بسیارى از شعرهاى تعلیمى از اصول جدا ناشدنى به حساب مى‌آید:

با چرخ، تو با حیله كى برآیى؟           در پشه كجا نیروى عقاب است

چه توان خواست از مكاید دهر؟           چه توان كرد؟ هرچه باداباد

پتك ایام نرم سازد مان           من اگر آهنم، تو گر پولاد

این عنصر تعلیم چیزى است كه كاملاً موافق با مقتضیات زمانه بوده. حاكمیت وقت اجازه نشر ادبیات كارگرى دوران مشروطه و ادبیات انتقادى را نمى‌داده. در طول حكومت رضاخان انتقادهایى كه در شعر شاعران دوره آمده همه سطحى هستند. ریشه‌ها را هدف نمى‌گیرند. شعر تعلیمى این دوره از ویژگى‌هاى اخلاقى و مسائل سطحى اجتماع انتقاد مى‌كند. استاد شفیعى كدكنى در كتاب «ادوار شعر فارسى» در این باره مى‌گوید: «در این دوره آنها كه به عنوان ادباى رسمى هستند، یعنى كسانى كه روزنامه‌ها را اشغال كرده‌اند و تریبون‌ها را در اختیار گرفته‌اند مى‌توان گفت غالباً آدم‌هاى سطحى و در زمینه شناخت مسائل اجتماعى كم فرهنگ، خودفروخته و حتى بى‌وطن هستند. بهار در تبعید است. ایرج مرده است. عارف در همدان به زندگى گیاهى خودش ادامه مى‌دهد و در دره‌هاى همدان تقریباً حالت زندانى به خود گرفته است. عشقى هم ترور شده است. غالب اعتراض‌هاى فرخى یزدى هم با كنایه و به كار گرفتن استعارات شعر كلاسیك است و كمتر صراحت دارد».

اما پروین نیز در این فضاى بسته شعر مى‌سرود. به نظر مى‌رسد بهترین شیوه را براى بیان حرف‌هاى خود انتخاب كرده بود. او در اشعار تعلیمى‌اش كم از ظلم و دزدى و غارت حرف نزده است. هر چند گاهى خیلى آشكارا به عاملان این صفت‌ها مى‌تازد ولى اغلب از راه داستان و تمثیل جلو مى‌رود. قطعات معروف «اشك یتیم»، «مست و هشیار»، «نامه به انوشیروان» و «دزد خانه» نمونه‌هایى از این نوع‌اند. پروین در كنار این تمثیل‌ها از سبك قدیمى مناظره نیز بهترین بهره‌ها را برده است. مثل كلیله و دمنه، مرزبان‌نامه و جواهرالاسرار با حاكمان وقت از زبان حیوانات حرف زده است. بلبل با گل از روزهاى خوش فردا سخن مى‌گوید. بلبل و طوطى از درد خود و پاى در بند بودن‌شان مى‌گویند. بط با ماهى رازش را مى‌گوید و گاهى هم از نباتات و جمادات كمك مى‌گیرد.

این تمثیل‌ها و اشعار تعلیمى همگى با زبانى روان، سلیس و فصیح سروده شده‌اند. چیزى كه او را میان بسیارى از شاعران معاصر ممتاز كرده است. این روانى و سلامت زبان او در بسیارى جاها با زبان سعدى و ناصرخسرو پهلو مى‌زند. گاهى زبانش از بسیارى از شعرهاى منتشر شده در سال‌هاى اخیر ملایم‌تر و روان‌تر است.

همین زبان در كنار شیوه بیان داستان‌گونه و تمثیل‌وار و نوعى مهربانى و عطوفت زنانه در اشعارش موجب شده كه بعد از گذشت چندین دهه شعر او در كنار شعر بزرگان معاصر فارسى قرار بگیرد.

شاید زن بودن و معصومیت زنان نیز در محبوبیت و شهرت او بى‌تأثیر نبوده است. در میان شاعران هم‌قطارش او تنها زن كاروان است. بسیارى از او تصویر شاعره‌اى گوشه‌گیر و منزوى ترسیم كرده‌اند، حال آن كه كافى است برخى از شعرهاى او كه زنان پرده‌نشین را خطاب قرار مى‌دهد به یاد آوریم. سال ۱۳۱۴ در جشن فارغ التحصیلى خود «نهال آرزو» را سرود. شعرى كه انتقادهاى گزنده‌اى نسبت به تبعیض میان زنان و مردان در بردارد. پروین زمانى شاعرى مى‌كرد كه مجال براى انعكاس اندیشه‌هاى مردان نبود تا چه برسد به اندیشه‌هاى زنان. با این حال عنصر زنانگى، عطوفت و نرمى از ستون‌هاى شعر او است. كودكان، دختران، پیرزنان و شخصیت‌هاى فرودست جامعه در شعرش حضور دائمى دارند. و هنوز هم بعد از گذشت چند دهه صداى آن شخصیت‌ها مثل بسیارى از شخصیت‌هاى رمان‌ها و داستان‌هاى برجسته فارسى به گوش مى‌رسد.